|
بی تو ای مطلوب(ایرج زند)
من،برگ برگ دفترغمگینم را
با نام تو آغاز کرده ام
تو از کدام تباری
واز کدام دیاری
که وقتی می گذری
نگاه پنجره ها خیره است بر راهت
تو مثل یاس های سرخ
-و مانند نیلوفر وحشی-
اصیل وگیرایی
چشمهایت زیباترین است
دستهایت ساقه های بی خزان
خنده های مهربانت شکفتن گل ها را ماند
وعطر خرمن گیسوانت تمام شهر را آکنده است
ای طلوع روز های خوب
وای طراوت باغ
من نام ترا
در انزوای کوهستان
با رود بزرگ زمزمه کردم
وآنگا ه نوای من
در آسمانهای خدا پیچید
با تو خواهم زیست
وبی تو باید مرد
من بی تودردم- دریغم-تنها و خاموش-
بیهوده، بیهوده
و...ستاره ها بر من گریستند

|